![]() |
![]() |
|
| نه کسی میاد نه کسی میره...اینجا هیچ نیست |
|
شميم شمالي شهر - منهاي وقتي که هستي - حاصلش برزخ خشک وخالي جمع آيينه ها ضربدر تو، بي عدد صفر، بعد از زلالي مي شود گل در اثناي گلزار، مي شود کبک در عين رفتار مي شود آهويي در چمنزار، پاي تو ضربدر باغ قالي چند برگي است ديوان ماهت؟ دفتر شعرهاي سياهت؟ اي که هر ناگهان از نگاهت يک غزل مي شود ارتجالي هر چه چشم است جز چشم هايت، سايه وار است و خود در نهايت مي کند بر سبيل کنايت مشق آن چشم هاي مثالي اي طلسم عدد ها به نامت! حاصل جزر و مد ها به کامت! وي ورق خورده ي احتشامت هر چه تقويم فرخنده فالي! چشم وا کن که دنيا بشورد! موج در موج دريا بشورد! گيسوان باز کن تا بشورد شعرم از آن شميم شمالي حاصل جمع آب و تن تو، ضربدر وقت تن شستن تو هر سه منهاي پيراهن تو، برکه را کرده حالي به حالي |
|
+ نوشته شده در
یازدهم دی 1387ساعت 0 توسط هادی کاظمی |
|
|
بهشت
جهنم فرقی نمیکند برای خدایی که همه چیز را خلق کرد تا نشان دهد بیهوده ام |
|
+ نوشته شده در
پانزدهم شهریور 1387ساعت 4 توسط هادی کاظمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هادی کاظمی.................
................... ................................. ...................هر چی دوست دارید جای نقطه ها بگذارید |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|